خواهشِ سیب گناه است چه می دانستم!
بعضی آدمها از درخت گلابی، سیب میخواهند. فکر میکنند با انتظار، خواهش، کوشش، شیون، التماس، تهدید، دعا یا اصرار ممکن است درخت گلابی را متقاعد کنند که محض رضای خدا لااقل یک عدد سیب بدهد. که نمیدهد.چون درخت گلابی اراده ی سیب دادن ندارد! خیال میکنند واقعیت ملاحظهشان را میکند. پس یا واقعیت را میپذیرند، و یا آنقدر تأخیر میکنند که بالاخره یک روز میشکنند. سرخورده و مأیوس، قبول میکنند سیبی در کار نیست. درست وقتی که دیر شده، و دیگر نه سیب مهم است، نه گلابی!